شبکه های عصبی مصنوعی

شبکه های عصبی مصنوعی

شبكه‌هاي عصبي مصنوعي[1](ANN) از مباحث جديدي است كه دانشمندان علوم كامپيوتر به آن علاقمند شده‌اند و براي پيشرفت هرچه بيشتر علوم كامپيوتر وقت و هزينه بسياري را صرف آن كرده و مي‌كنند. اين موضوع با ايده گرفتن از سيستم عصبي بدن انسان و با هدف شبيه‌سازي هرچه بيشتر كامپيوتر به انسان شكل گرفت و تا حال به خوبي پيشرفته است. از جمله كاربردهاي اين بحث مي‌توان از شناسايي الگوها، پردازش تصوير و رويت، هوش مصنوعي، كنترل رباتها و موارد بسيار ديگر نام برد[11]. ما در اين فصل پس از بیان تاریخچه این علم  به تشریح نحوه عملکرد  شبكه‌هاي عصبي مصنوعي و نيز كاربردهاي آن خواهيم پرداخت .

 

  تاريخچه شبکه عصبی

شبكه‌هاي عصبي دهها سال است كه جلب توجه مي‌كنند وتاكنون راه حلهايي براي استفاده از هوش بشري ارائه شده است. اولين نرون مصنوعي درسال 1943 توسط نروفيزيولوژيست وارن‌مك‌كالوك و منطق دان والتر‌پيتز توليد شد[17]. در دهه 60 به دلايلي كه خارج از بحث ما است دانشمندان به‌سوي شبكه‌هاي عصبي متمايل شدند و تنها در دهه 80 دانشمندان توانايي‌هاي واقعي شبكه‌هاي عصبي را ديدند[17].

اولين سلول عصبي مصنوعي در سال 1943 بوسيله يک neurophysiologist به نامWarren McCulloch ويک منطق دان به نام Walter Pits ساخته شد[18] . اما محدوديتهاي تکنولوژي  در آن زمان اجازه کار بيشتر به آنها را نداد. و با وجود تمام تلاشهایی که صورت پذیرفت این علم برای مدت نسبتا زیادی مورد بی توجهی دانشمندان قرار گرفت.

خيلي از پيشرفت هاي مهم با تقليد ها وشبه سازي هاي  ساده  و ارزان کامپيوتري  بدست آمده است. در پي يک دوره ابتدائي اشتياق و فعاليت در اين زمينه ، يک دوره ي بي ميلي راهم پشت سر گذاشته است . در طول اين دوره سرمايه گذاري و پشتيباني حرفه اي از اين موضوع در پايين ترين حد خود بود ، با اینحال در آن دوران تاریخی پيشرفت هاي  مهمي به نسبت تحقيقات محدود در اين زمينه صورت گرفت[17]. با همه این کج خلقی ها به این علم، پيشگامان این عرصه قادر شدند تا به گسترش تکنولوژي متقاعد کننده اي بپردازند که خيلي برجسته تر از آن چیزی بود که بعدها توسط Minsky وPapert بیان شد[19].  Minsky وPapert ،کتابي را در سال 1969 منتشر کردند که در آن عقيده عمومي راجع به علل مهجور شدن شبکه هاي عصبي را در ميان محققان معين کرده بود و بدين صورت اين عقيده بدون تجزيه و تحليل هاي بيشتر پذيرفته شد. از دهه 1980 برخلاف قبل از آن میزان علاقه دانشمندان به این علم افزایش یافت و هم اکنون، زمينه های تحقيق در حوزه شبکه هاي عصبي به شدت افزایش یافته و دانشمندان متعددی در این حوزه با علاقه بسیار فعالیت می کنند و سرمایه گذاریهای بسیار زیادی در این زمینه صورت گرفته است.



[1] Artificial Neural Networks 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

شبيه سازي مونت كارلو

روش مونت-کارلو یک الگوریتم محاسباتی است که از نمونه‌گیری تصادفی برای محاسبه نتایج استفاده می‌کند. روش‌های مونت-کارلو معمولاً برای شبیه‌سازی سیستم‌های فیزیکی، ریاضیاتی و اقتصادی استفاده می‌شوند.

از طرف دیگر روش مونت کارلو یک طبقه از الگوریتم‌های محاسبه گر می‌باشند که برای محاسبه نتایج خود بر نمونه گیری‌های تکرار شونده ی تصادفی اتکاء می‌کنند. روش‌های مونته کارلو اغلب زمان  انجام شبیه سازی یک سامانه ریاضیاتی یا فیزیکی استفاده می‌شوند. به دلیل اتکای آنها بر محاسبات تکراری و اعداد تصادفی یا تصادفی کاذب، روشهای مونته کارو اغلب به گونه‌ای تنظیم می‌شوند که توسط رایانه اجرا شوند. گرایش به استفاده از روش‌های مونته کارلو زمانی بیشتر می‌شود که محاسبه پاسخ دقیق با کمک الگوریتم‌های قطعی ناممکن یا ناموجه باشد[10]. از آن گذشته، روش  مونته کارلو برای شبیه سازی پدیده‌هایی که عدم قطعیت زیادی در ورودی‌های آنها وجود دارد مفید می باشد، مثلاً محاسبه ریسک در تجارت. همچنین این روش‌ها به طور گسترده‌ای در ریاضیات مورد استفاده قرار می‌گیرند. واژه مونتت کارلو در دهه ۱۹۴۰  یا دهه ۱۳۱۰ شمسی به وسیله فیزیکدانانی که روی پروژه ساخت یک سلاح اتمی در آزمایشگاه ملی لوس آلاموس آمریکا کار می‌کردند رایج شده‌است[11]. در روش مونت کارلو از یک الگوی مشخص  پیروی می‌ شود:

1.      محدوده‌ای از ورودی‌های ممکن  تعریف می‌شود.

2.      از آن محدوده ورودی‌های تصادفی تولید می‌شود.

3.      با استفاده از ورودی‌های بدست آمده یک سری محاسبات مشخص انجام می‌گیرد.

4.      نتایج هر یک از اجراهای محاسباتی در پاسخ نهایی ادغام می شود.

نانوحسگر کاغذي براي شناسايي سموم در آب

نانوحسگر کاغذي براي شناسايي سموم در آب

محققان دانشگاه ميشيگان و دانشگاه جيانگنان (چين) نانوحسگرهاي بسيار حساسي ساخته‌اند که مي‌توانند به آساني سم محيطي موجود در آب را شناسايي کنند. اين نانوحسگرها به آساني با آغشته‌سازي يک کاغذ با چندين لايه از نانولوله‌هاي کربني تک‌جداره‌ي (SWCNT) حاوي پادتن‌ها، ساخته مي‌شوند.

نيکولاس‌کوتو، از دانشگاه ميشيگان و يکي از اين محققان، توضيح مي‌دهد: تغيير پاسخ الکتريکي اين کاغذ، منعکس‌کننده ميزان سم محيطي است. آنچه براي ما بيش از همه جالب مي‌باشد، اين است که حساسيت اين افزاره به صورت استثنايي بالا است و با بهترين روش‌هاي زيست‌شيميايي از قبيل ELISA يا اسپکتروسکوپي جرمي قابل مقايسه است. ضمناً، زمان پاسخ خيلي کوتاه‌تر(حداقل 28 برابر کوتاه‌تر) است و آموزش ويژه‌اي نيز لازم ندارد.
 
 
اين محققان براي ساخت نانوحسگرهاي خود، نوارهاي کاغذي فيلتري منظمي را در محلولي از نانولوله‌هاي کربني تک‌جداره و پادتن‌ها، روکش‌دهي کردند. آنها سپس اين نوارها را در هوا خشک کردند. اين محققان چرخه‌ي غوطه‌ورسازي- خشک‌کردن را اينقدر تکرار کردند که پارامترهاي الکتريکي حسگري مناسب بدست آمد.

غلظت نانولوله‌هاي کربني تک‌جداره در اين محلول آبي 50 ميلي‌گرم در ميلي‌ليتر بود. به 6 ميکروليتر از اين محلول 10 ميلي‌ليتر از پادتن‌ها اضافه شده بود تا غلظت پادتن‌ها به 10 ميکروگرم در ميلي‌ليتر برسد. در اين حالت پادتن‌هاي استفاده‌شده مربوط به ميکروسيستينLR-، يکي از معمول‌ترين و خطرناک‌ترين سموم توليد‌شده بوسيله سيانوباکتريا، بودند. تحت اين شرايط نسبت نانولوله‌ها به پادتن‌ها حدود 5000 به 1 بود.

نتايج اين محققان نشان مي‌دهد که حتي غلظت‌هاي بسيار کمي از ميکروسيستينLR- مي‌تواند رسانايي اين کامپوزيت کاغذي- نانولوله‌اي را کاهش دهد.

کوتو مي‌گويد: حسگرهاي نانولوله‌اي ما توان بالقوه‌اي براي پايش منبع آب محيطي دارند و مي‌توانند به آساني براي ديگر سموم و مواد شيميايي مضر توسعه داده شوند.

اين محققان نتايج خود را در مجله‌ي Nanoletters منتشر کرده‌اند.

http://www.nanowerk.com/spotlight/spotid=13913.php

سنسورهای بیوالکتریکی( Biosensors )

بیوسنسورها طی سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از مراکز تحقیقاتی قرار گرفته است. بیوسنسورها یا سنسورهای بر پایه مواد بیولوژیکی اکنون گستره ی وسیعی از کاربردها نظیر صنایع دارویی، صنایع خوراکی، علوم محیطی، صنایع نظامی بخصوص شاخه Biowar و ... را شامل میشود.

توسعه بیوسنسورها از 1950 با ساخت الکترود اکسیژن توسط لی لند کلارک در سین سیناتی آمریکا برای اندازه گیری غلظت اکسیژن حل شده در خون آغاز شد. این سنسور همچنین بنام سازنده ی آن گاهی الکترود کلارک نیز خوانده میشود. بعداً با پوشاندن سطح الکترود با آنزیمی که به اکسیده شدن گلوکز کمک میکرد از این سنسور برای اندازه گیری قند خون استفاده شد. بطور مشابه با پوشاندن الکترود توسط آنزیمی که قابلیت تبدیل اوره به کربنات آمونیوم را داراست در کنار الکترودی از جنس یون NH4++ بیو سنسوری ساخته شده که میتوانست میزان اوره در خون یا ادرار را اندازه گیری کند. هر کدام از این دو بیوسنسور اولیه از ترنسدیوسر متفاوتی در بخش تبدیل سیگنال خویش استفاده میکردند. در نوع اول میزان قند خون با اندازه گیری جریان الکتریکی تولید شده اندازه گیری میشد (آمپرومتریک) در حالیکه در سنسور اوره اندازه گیری غلظت اوره بر اساس میزان بار الکتریکی ایجاد شده در الکترودهای سنسور صورت می پذیرفت (پتنشیومتریک Potentiometric).

ممکن است روزی فرا رسد که بیمار بدون نیاز به مراجعه به پزشک و تنها بر مبنای اطلاعاتی که توسط یک COBD یا Chip-on-Board-Doctor فراهم میشود نوع بیماری تشخیص داده شده و سپس داروهای مورد نیاز مستقیماً درون خون تزریق شود. این مسئله باعث خواهد شد که دوز مصرفی دارو بسیار پایین آمده و ضمناً از میزان اثرات جانبی دارو Side-Effect بطرز فاحشی کاسته شود، چرا که دارو مستقیماً به محل مورد نیاز در بدن ارسال میشود.

کاری که یک بیوسنسور انجام میدهد تبدیل پاسخ بیولوژیکی به یک سیگنال الکتریکی است و شامل دو جزء اصلی: پذیرنده Receptor و آشکارکننده Detector است. قابلیت انتخابگری یک بیوسنسور توسط بخش پذیرنده تعیین میشود. آنزیمها، آنتی بادی ها، و لایه های لیپید (چربی) مثالهای خوبی برای Receptor هستند.

وظیفه دتکتور تبدیل تغییرات فیزیکی یا شیمیایی با تشخیص ماده مورد تجزیه (Analyte) به یک سیگنال الکتریکی است. کاملاً واضح است که دتکتورها قابلیت انتخاب در نوع واکنش صورت گرفته را ندارند. انواع دتکتورهای (یا ترانسدیوسرها یا مبدلها یا آشکارسازها) مورد استفاده در بیوسنسورها شامل: الکتروشیمیایی، نوری، پیزوالکتریک و حرارتی میباشند. در نوع الکتروشیمیای عمل تبدیل به یکی از صورتهای: آمپرومتریک، پتانشیومتریک، و امپدانسی صورت میپذیرد. متداولترین الکترودهای مورد استفاده در نوع پتانشیومتریک شامل: الکترود شیشه ای Glass Electrode، الکترود انتخابگر یونی Ion-Selective، و ترانزیستور اثرمیدان حساس یونی Ion-sensitive FET یا ISFET هستند.

بطورکلی یک بیوسنسور شامل یک سیستم بیولوژیکی ایستا Immobilized نظیر یک دسته سلول، یک آنزیم، و یا یک آنتی بادی و یک وسیله اندازه گیری است. در حضور مولکول معینی سیستم بیولوژیکی باعث تغییر خواص محیط اطراف میشود. وسیله اندازه گیری که به این تغییرات حساس است، سیگنالی متناسب با میزان و یا نوع تغییرات تولید میکند. این سیگنال را سپس میتوان به سیگنالی قابل فهم برای دستگاههای الکترونیکی تبدیل کرد.

مزایای بیوسنسورها بر سایر دستگاههای اندازه گیری موجود را میتوان بطور خلاصه بصورت زیر بیان کرد:

  • مولکولهای غیرقطبی زیادی در ارگانهای زنده شکل میگیرند که به بیشتر سیستمهای موجود اندازه گیری پاسخ نمی دهند. بیوسنسورها میتوانند این پاسخ را دریافت کنند.
  • مبنای کار آنها بر اساس سیستم بیولوژیکی ایستا Immobilized تعبیه شده در خود آنهاست، در نتیجه اثرات جانبی بر سایر بافتها ندارند.
  • کنترل پیوسته و بسیار سریع فعالیتهای متابولیسمی توسط این سنسورهای امکان پذیر است.

مقدمه ای بر بیوسنسورها

یکی از خدمات اصلی مهندسی پزشکی به علوم زیستی و پزشکی کلینیکی ارائه ابزار دقیق مهندسی پزشکی بوده است. پیشرفتهایی که در این زمینه صورت گرفته است منجر به توسعه انواع جدید ابزار دقیق مهندسی پزشکی و روشهای متعدد کلینیکی شده است مانند مانیتورینگ الکترونیکی بیمار، که یکی ازجنبه های مهم مراقبت پزشکی در حالت بحرانی است، و همچنین منجر به توسعه انواع دستگاهها برای کمک به افراد دچار ناتوانی جسمانی شده است. ابزار دقیق مهندسی پزشکی چنانچه در شکل مشاهده می گردد سه کارکرد اصلی دارد. بخش سنسور یا مبدل ابزار به عنوان واسط با سیستم فیزیولوژیکی تحت اندازه گیری عمل می کند، از این رو بیوسنسورها بخش مهم و ضروری هر سیستم اندازه گیری مهندسی پزشکی به شمار می آیند. بیوسنسور به عنوان وسیله ابتدایی برای تبدیل یک پدیدۀ خاص زیستی، شیمیایی یا فیزیکی به یک سیگنال الکتریکی عمل می کند و باید این فرایند تبدیل را با موفقیت و بدون تغییر یا اختلال در پدیده ای که اندازه می گیرد انجام دهد. بنابراین اهمیت آنها بسیار زیاد است، چون بدون آنها ما از دینامیک متغییر در دنیای فیزیک، شیمی و زیست شناسی بی اطلاع خواهیم ماند. بیوسنسورها با کمیت های خاص متنوعی سروکار دارند، پس در مورد بیوسنسورهایی که در ابزار پزشکی کاربرد دارند در نظر گرفتن نکات فیزیولوژیک به اندازۀ مسایل مربوط به طراحی مهندسی اهمیت دارد. ابزار دقیق پزشکی از انفجار اطلاعات در تکنولوژی الکترونیک بهره گرفته است. ابزارهای الکترونیکی پزشکی مستقل امروزه می توانند عملیات پردازش سیگنال پیچیده ای را انجام دهند که تا همین اواخر برای آن به یک کامپیوتر جداگانه نیاز بود. با این حال، توانائیهای بسیار پیچیدۀ ابزارهای دقیق امروزی هنوز نیازمند سیگنالهای با کیفیت بالا در ورودی هستند. نمایش وذخیره.4....... پردازش سیگنال.3...... سنسور.2 ........ سیستم فیزیولوژیک .1 ترتیب عمل کرد دستگاهها در پزشکی نشان داده شده است

سنسور: چنین سیگنالهایی باید از سنسور وارد شوند که به عنوان واسطه بین ارگانیسم بیولوژیکی و بقیه ابزار دقیق عمل می کند بنابراین گستره سنسورها برای ابزارهای الکترونیکی مهندسی پزشکی، زمینه ای مهم برای تحقیق، توسعه و تولید در مهندسی پزشکی فراهم می نماید. پردازش گر سیگنال: وقتی که بیوسنسور اطلاعات بیولوژیک تحت اندازه گیری را به یک سیگنال الکترونیکی تبدیل کرد، سیگنال وارد دومین بلوک اصلی سیستم ابزار دقیق، یعنی پردازشگر سیگنال می شود. این بخش، سیگنال الکترونیکی را تقویت و فیلتر می کند و بر روی آن کار می کند تا یک سیگنال الکتریکی تولید کند که قادر باشد دستگاههای خروجی را بکار اندازد یا قابل نمایش باشد. این پردازش سیگنال می تواند یک عمل ابتدایی مانند تقویت ساده سیگنال باشد یا خیلی پیچیده تر مانند طراحی و استفاده از بسته های نرم افزاری و سخت افزاری گسترده که خروجیهای مناسب و قابل اطمینانی برای اندازه گیری انجام شده فراهم می نمایند. خروجی: بخش خروجی ابزار دقیق پزشکی از این نظر که واسط بین سیگنالهای الکتریکی و یک سیستم بیولوژیکی است شبیه بخش سنسور است. در این مورد، سیستم بیولوژیکی، فردی است که خدمات درمانی را ارائه می کند. عملکرد بخش خروجی یک ابزار پزشکی تبدیل سیگنالهای پردازش شده الکتریکی به شکلی است که افرادی که این ابزار را به کار می برند، بتوانند آن را مشاهده نموده یا در برخی موارد، اطلاعات را برای مشاهدات وتحلیلهایی در آینده ذخیره نمایند، قطعات نمونه خروجی که در سیستم اندازه گیریی پزشکی به کار می روند لوله اشعه کاتدی (CRT) (catude-ray tube) برای مشاهده سیگنالها به شکل گرافیکی یا ترکیبی از ارقام و حروف، ثبت کنندۀ نمودار گرافیکی (graphic chart recorder) برای مشاهده و ثبت دائمی سیگنالها و ثبت کننده نوار مغناطیسی برای ثبت دیجیتال یا آنالوگ سیگنالهایی که بعداً مورد توجه و تحلیل قرار خواهند گرفت. از این توصیف مختصر وکلی که از یک سیستم ابزار دقیق پزشکی ارائه کردیم اهمیت این نکته معلوم می شود که درک دقیق از کمیت هایی که مورد اندازه گیری هستند در طراحی هر سه قسمت اصلی سیستم ضروری است. برای آنکه اندازه گیریهای فیزیولوژیکی صحیح انجام شود، شخص باید به طور واضح بر هم کنش بین سنسور و سیستم بیولوژیکی را مشاهده و درک نماید. فقط در این صورت است که شخص می تواند خطاهای اندازه گیری را به حداقل برساند که به نوبه خود بر تصمیمات کلینیکی اثر می گذارد.

اکسیداسیون پیشرفته - ازن

اکسید آسیون شیمیایی:

 در اکسید آسیون شیمیایی مواد شیمیایی با پتانسیل اکسید آسیون بالا همچون ازن وپراکسید هیدروژن جهت تخریب وتجزیه شمارزیادی ازترکیبات آلی وغیرآلی همچون ترکیبات آلی فرار کلرینه شده ،مرکاپتان ها،فنل ها وسیانیدها استفاده می شوند.

الف) ازن:

ازن معمولا درآب وفاضلاب به عنوان یک ضد عفونی کننده استفاده می شود به خاطراینکه ازن یک اکسیدان قوی است وبابیشتر مواد آلی سمی واکنش می کند.ازن زنی مستقیم مولکولهای آلی ممکن است به چندین طریق عمل کند.

1-شکستن پیوندهای دوگانه ی آلد ئیدها وکتون ها

2-افزودن یک اتم اکسیزن به داخل حلقه بنزن

 3- واکنش باالکل جهت تشکیل اسید های آلی.

اگرچه ازن زنی مستقیم در بسیاری موارد فرایند موثری نیست ،اما ازن در pHبالا(حدود10) جهت تشکیل شمارزیادی ازرادیکال های هیدروکسیل تجزیه می شود.

اکسیداسیون پیشرفته

اکسیدآسیون پیشرفته

اکسیدآسیون پیشرفته به فرایندهایی اطلاق می شود که در آن یک ماده اکسید کننده ی قوی مانند آب اکسیژنه،ازن ویک کاتالیست ماننددی اکسید تیتانیوم یاآهن ومنگنز درحضوریاعدم حضور منبع تابش اشعه UVمورداستفاده قرار می گیرد.ازدهه 1970،فرایند های اکسیدآسیون پیشرفته به طورقابل توجه ای برای کاهش غلظت های بالاوپایین ترکیبات آلی ازمنابع آبی همچون آبهای زیرزمینی،فاضلابهای شهری وصنعتی،تخریب وتجزیه لجن وکنترل ترکیبات آلی فرار استفاده می شوند.این فرایندها ازآنجایی که هزینه سرمایه گذاری وبهره برداری بالایی دارند،بنابراین تنهاروشهای تصفیه مناسب برای جلوگیری از انتشار مواد مقاوم،مواد سمی ومواد غیرقابل تجزیه زیستی می باشند.درفرایند اکسیدآسیون پیشرفته ترکیبات آلی می توانند به وسیله ی رادیکال هیدروکسیل که یک عامل اکسیدکننده قوی است کاملاً معدنی شده وبه دی اکسید کربن وآب تبديل شوند.ثابت سرعت اكسيد آسيون تركيبات آلي با راديكال هاي هيدروكسيل   -  مي باشد.بسته به  نوع فرايند AOP‏‏،راديكال هاي هيدروكسيل مي توانند به وسيله  ي يك روش ياتركيبي از روشها توليد شوند:

1-  اكسيدآسيون شيميايي بااستفاده از ‏،  ، / ،عامل فنتون .

2-   2-روشهاي تابش شامل:UV ،γ،پرتوي الكترون وامواج مافوق صوت .

3-   - تركيب روشي از1و2،به ويژه تابش UVياامواج مافوق صوت.

4-   -فتوكاتاليزهابااستفاده ازدي اكسيد تيتانيوم.

 جدول1:پتانسیل اکسید آسیون اکسیدانهای مختلف:

نام اکسیدانت

پتانسیل اکسید آسیون

فلوئور

3

رادیکال هیدروکسیل

2.8

ازن

2.1

هیدروژن پراکسید

1.8

پرمنگنات پتاسیم

1.7

دی اکسید کلر

1.5

کلر

1.4

مدل ستون جذب سطحی : مدل BDST

مدل زمان درسرویس بسترخالی ستون جاذب

 

مشاوره پایان نامه کارشناسی ارشد (آب و فاضلاب، محیط زیست، بهداشت محیط)

مدل ستون جذب سطحی : مدل توماس

مدل توماس

يكي از مدلهايي كه به منظور پيش بيني رفتار ستون هاي جاذب با بستر ثابت مورد استفاده قرار مي گيرد مدل توماس مي باشد كه با رابطه زیر نشان داده مي شود. اين مدل مي تواند با توجه به اطلاعات آزمايشي منحني شكست يعني زمان و غلظت خروجي، منحني شكست تئوري را پيش بيني كند. و بر اين اساس مقدار رنگ جذب شده به ازاي واحد جرم جاذب در ستون را تعيين نمايد. اين مقدار مي تواند با مقدار ظرفيت ايزوترمي يا به عبارتي ظرفيت تعادلي جاذب در جذب ماده جذب شونده در حالت منقطع مقايسه شود.

 

مقالات جذب سطحی

با سلام خدمت خوانندگان عزیز  

تو این پست چند مقاله از خودم که در مورد فرایند جذب سطحی هست قرار دادم امیدوارم برا دوستانی که در زمینه جذب سطحی کار می کنن مفید باشه:

 

۱- Equilibrium two parameter isotherms of acid dyes sorption by activated carbons: Study of residual errors

 

 ۲-Simplified Fixed Bed Design Models for the Adsorption of Acid Dyes on Novel Pine Cone Derived Activated Carbon

 

۳-Adsorption of reactive dye from aqueous solutions by compost

 

۴-TWO-PARAMETER ISOTHERMS OF METHYL ORANGE SORPTION BY PINECONE DERIVED ACTIVATED CARBO